دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
265
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
2 . كاربرد آن با واژهء « بقل » ، « نبت البقل » ؛ يعنى سبزه روييد و از زمين بيرون آمد . واژهء « إنبات » بيشتر در همين معنا استعمال مىشود . گفته مىشود : « انبت اللّه البقل » ؛ يعنى خدا سبزه را روياند ( و نمايان كرد ) . در قرآن آمده است : وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً « 1 » ؛ خدا براىتان از زمين گياه روياند . صاحب مجمع البحرين مىگويد : أنبتكم ( در اين آيه ) يعنى « أنشأكم » ؛ « 2 » ( خدا از زمين براىتان گياه پديد آورد ) . 3 . واژهء « نبت » وقتى به صيغهء « تفعيل » بيايد و به فاعل نسبت داده شود ، به معناى « غرس - كاشت » است . فيّومى در مصباح مىگويد : « نبّت الرجل الشجر - بالتثقيل - غرسه » ؛ « 3 » يعنى مرد درخت را كاشت . مراد از « زرع » در مسئلهء كاشت اعضا ، همين معناى سوم « نبت » است ؛ يعنى وصل و پيوست درخت كنده شده يا اندام قطع شده به مادهء حيات آن . وقتى گفته مىشود : « نبّت الشجر » ؛ يعنى درخت را به زمين نشانيد و ريشههاى آن را در خاك پنهان ساخت تا آب و مواد معدنى به آن برسد . زمانى كه گويند : « نبّت العضو » ؛ يعنى عضو را به رگهاى بدن ( و اعصاب و ماهيچهها ) پيوند زد تا خون و مواد غذايى به آن برسد . در كتاب الإفصاح از پيوند اعضا به غذارسانى تعبير شده است ؛ ولى آن را در درخت ذكر نموده و گفته است : « أطعم الغصن و طعّمه » ؛ يعنى به درخت شاخهاى از درخت ديگر را پيوند زد تا ميوهء ديگرى دهد . « 4 » پذيرش اين معنا در مسئلهء پيوند اعضا مشكل است ؛ زيرا معناى تطعيم ( تغذيه ) و
--> ( 1 ) . نوح ( 71 ) آيهء 17 . ( 2 ) . مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 225 ، مادهء « نبت » . ( 3 ) . المصباح المنير ، ص 292 ، مادهء « نبت » . ( 4 ) . المنجد ، ص 784 .